تبليغاتX
sociologybook

کتابخانه جامعه شناسی

درباره وبلاگ
این وبلاگ که بنام کتاب جامعه شناسی معروف است سعی دارد تا کتابهای مختلف را در حوزه های گوناگون برای تمامی دانشجویان معرفی کند. شما می توانید برحسب موضوع و تحقیق خود بر روی عناوین و موضوعات مطالب که در سمت راست مشاهده می شود یعنی قسمت آرشیو موضوعی کلیک کرده و فهرست کتابهای خودرا در همان موضوع دریافت کنید. این وبلاگ با اینکه کاستی های زیادی دارد ولی حاصل تلاش یک ساله دوستانی است که در تنظیم و فهرست بندی آن تلاش کردند .از تمامی شما دانشجویان و اساتید محترم خواهش می کنیم که اگر
کتابی را که می شناسند که در این وبلاگ معرفی نشده است به ما معرفی کنند تا در لیست کتابها قرار دهیم.امید است با کمک شما دوستان بتوانیم کتابهای مفیدی را برای تمام دانشجویان علوم اجتماعی معرفی کنیم

پیوندهای روزانه
پیوندها
جستجوگر بانک کتاب فارسی
جستجوگر خانه کتاب
جستجوگر نشر نی
جستجوگر دانشگاه تهران
جستجوگر سمت
جستجوگر دانشگاه تربیت مدرس
جستجوگر کتابخانه ملی ایران
جستجوگر اسناد و مدارک ایران
جستجوگر مقالات فارسی
مجله فرهنگ و پژوهش
مجله پژوهش زنان
مجله علوم اجتماعی
مطالعات فرهنگی و اجتماعی
مرکز مطالعات اجتماعی پلیس
مقالات مجله مطالعات زنان
مجله علوم اجتماعی
مقالات ارتباطات اجتماعی
مقالات مسائل اجتماعی
مقالات مجله رفاه اجتماعی
مقالات مجله مطالعات زنان
مقالات نامه علوم اجتماعی
مقالات ارتباطات اجتماعی
مقالات مسائل اجتماعی
مقالات مجله رفاه اجتماعی
مقالات انجمن جامعه شناسی
مقالات نامه علوم اجتماعی
مقالات مطالعات ارتباطات
مقالات علم و دین
مقالات زنان و فناوری
مقالات ستاد معروف
مقالات نامه انسانشناسی
باشگاه اندیشه
پایگاه علوم ارتباطات
پژوهشنامه
پژوهشگاه سازمان بازرسی
مقالات نامه انسانشناسی
پژوهشگاه علوم اجتماعی
باشگاه اندیشه
شورای فرهنگی اجتماعی زنان
کتاب زنان
:: قالب ساز ::
طراح قالب

Powered By
BLOGFA.COM
معرفی اساتید خارجی

سایت مارکس
 
درباره سوژگي مارکسيسم

امين بزرگيان

مارکسيسم و آزادي

رايادونايفسکايا

ترجمه؛ حسن مرتضوي/ فريدا آفاري

انتشارات ديگر

چاپ1385

تيراژ؛1200

قيمت؛3000تومان

کتاب حاضر يکي از سه گانه مشهور دونايفسکايا مارکسيست روسي- امريکايي است که در سال 1958 در امريکا انتشار يافت و ترجمه حاضر، برگرداني است از نسخه سال 2000 اين کتاب.دونايفسکايا در اين کتاب و تحت تاثير «دست نوشته هاي اقتصادي-فلسفي 1844» کارل مارکس، «انسان باوري» را از اجزاي اصلي مارکسيسم معرفي مي کند و بين آن و کمونيسم خط تمايز مي کشد. دونايفسکايا را مي توان از زمره مارکسيست هاي هگلي دانست که بر اين اعتقاد است که کار انتزاعي ماهيت سرمايه داري را مي سازد. کار انتزاعي يا از خودبيگانه که بر مبناي زمان کار اجتماعاً لازم مي بايد هر چه سريع تر انجام شود بيشتر انسان هاي کره زمين را به سمت فقر سوق داده و محيط زيست را به نابودي کشانده است.

دونايفسکايا بر اين باور است که بازگشت به مارکس و به دورانداختن تفسيرهاي استالينيستي و حتي لنينيستي از مارکس در مقابله با اين وضعيت، حياتي است.مترجمان همان گونه که خود در مقدمه اشاره کرده اند، دو فصل از اين کتاب را ترجمه نکرده اند که به موضوع انقلاب روسيه و تبديل آن به ضدخود يعني سرمايه داري دولتي تماميت خواه مي پردازد. اين دو فصل مي توانست به خواننده ايراني نتيجه فسادانگيز تئوري هاي شرقي از مارکسيسم را نشان دهد.جوئل کوول و هربرت مارکوزه دو تن از سرشناس ترين مارکسيست هاي هم دوره با مولف، بر کتاب مارکسيسم و آزادي، پيشگفتار زده اند. دونا يفسکايا با تاکيد بر «انسان باوري»، از نوعي سوژگي در برابر سرمايه داري دفاع مي کند و با اين تئوري آزادي انتخاب را به عنوان يکي از بارزترين ويژگي هاي سوژه به رسميت مي شناسد. آزادي که مي تواند در مخالفت با وضعيت موجود دست به کار شود. ژان پل سارتر نيز از جمله مهم ترين مارکسيست هاي متاخر است که با اين تلقي همراهي مي کند. مهم ترين تئوري پردازان مارکسيستي که با اين تفکر مخالفت مي کنند، ساختارگرايان و از همه سرشناس تر لويي آلتوسر است.نظريه آلتوسر درباره رابطه بين سوژه، ايدئولوژي و نحوه شکل گيري سوژه، نظريه يي ضدانسان باورانه است و قصد آن نفي برداشت هاي اومانيستي و مفاهيم هگلي مرتبط با اومانيسم در سنت مارکسيستي است.از نظر آلتوسر، آگاهي و سوبژکتيويته انساني را نيروهاي بيروني شکل مي دهند و سوبژکتيويته انساني سازنده جهان پيرامون خود نيست و در نتيجه آزادي انتخاب ندارد. آلتوسر بر سرشت ساخت يافته سوبژکتيويته و آگاهي انساني تاکيد مي ورزد. از نظر وي انسان ها صرفاً سوژه هايي در ايدئولوژي اند. کتاب مارکسيسم و آزادي از هفت مقدمه، سه بخش و يک پس گفتار تشکيل شده است و توسط انتشارات ديگر به چاپ رسيده است.

 
 
مارکس هنگام فروریزی کمونیسم


يوسف اسحاق پور اين کتاب را به زبان فرانسه نگاشته است. او سال هاست مقيم فرانسه است و پيش از اين کتاب هايي از او به فارسي ترجمه شده است از جمله «بر مزار هدايت» با ترجمه باقر پرهام. در مقدمه کتاب توضيح مي دهد که اين نوشته با قطعات کوتاه، 16 سال پيش نگاشته شده است.

زماني آن را نوشته که اتحاد شوروي در حال فروپاشي بود. زماني که شک و ترديد نسبت به انديشه مارکسي در همه جا هويدا بود. اسحاق پور مي نويسد؛ «کساني که چند سال پيش از اين فروپاشي به من عنوان روشنفکر خرده بورژوا داده بودند، حال چنان موضعي گرفته بودند که انگار از زمان توفان نوح به اين طرف هر بلايي که بر سر بشر آمده ناشي از افکار و نوشته هاي مارکس بوده است.» نويسنده تفاوت خود را با فرد عضو حزب اينگونه گفته است که در انتخاب نوعي آزادي فکري بوده و نه پرهيز از انديشه سياسي.

در بخشي از کتاب مي نويسد؛ تفاوت اصلي نحوه تفکر مارکس با يک سيستم علمي در اين است که او خود را به تحليل ساده آنچه هست محدود نمي کند، بلکه از نظر او شرط فهم زمان حال وابسته بود به ميزان توانايي پيش بيني آنچه هنوز اتفاق نيفتاده، آنچه نيست.

این کتاب ترجمه حاجبی تبریزی بوده و نشر بازتاب نگار ان را منتشر کرده است .


ژان بودريار
فيلسوف ماتريکس

 



آندرو هوسي؛ بودريار به واسطه ايده هايي همچون «شبيه سازي» (simulation) و «ابرواقعيت» يا «واقعيت حاد» (hyper-reality) شهرت يافت. او اين انديشه ها را براي توصيف جهاني به کار مي برد که در آن تصاوير بر جاي واقعيت نشسته اند تا حدي که ديگر حقيقت عيني هرگونه تجربه انساني از هنر گرفته تا جنگ به امر ناممکن مبدل شده است. بودريار را به واسطه ملاحظه عجيبي که در سال 1991 در مورد جنگ خليج ارائه کرد نيز مي شناسند؛ «جنگ خليج رخ نداد»؛ منظور او اين بود که تکنولوژي ليزر و خبررساني ويدئويي حقيقت اين جنگ يعني خونريزي، رنج و اجساد متعفن را از ميان برداشته است. آنچه به نزد ما مي آيد تنها برساخته يي رسانه يي از جنگ است که مطابق اصول بهداشتي ساخته شده،

با ساخته شدن فيلم ماتريکس که سازندگانش بودريار را يکي از سرنخ هاي فکري فيلم معرفي کردند و با مباحثي که درباره جنگ اخير خليج درگرفت، انديشه هاي بودريار در جاي جاي حوزه فرهنگ پيدا مي شوند حتي اگر چندان قابل هضم نباشند يا نصفه نيمه فهم شده باشند. در مصاحبه هايش اکثراً طفره مي رود و زماني که از او درباره زندگي اش مي پرسند بي درنگ مي گويد؛ «بدون هيچ پيش زمينه يي.»

بودريار براي نخستين بار در تاريخ گفت که انسان ها ديگر در زندگي خودشان هم دخالتي نمي کنند. در مقاله يي که با عنوان «بعد از خوشگذراني چه کار مي کني؟» منتشر کرد به اين مطلب اشاره مي کند که چگونه نيروهاي آزادشده مدرنيسم - يعني آزادي جنسي و نژادي، آزادي بيان و الغاي امتيازات طبقاتي- به تدريج در پيوند با يکديگر «جامعه نمايشي» را ساخته اند و در اين جامعه به ضد آن چيزي که در اصل انتظار مي رفت بدل شده اند.

بودريار مارکسيستي است که کنار گذاشتن اميدهاي انقلابي را به منظور حمله به شرايط در حال تغيير جامعه مدرن به شيوه يي کنايه آميز لازم و دشوار مي داند. بودريار معتقد است که تروريسم در جامعه يي جهاني که مبتني بر پيش فرض نادرست چيرگي خير بر شر است، اجتناب ناپذير خواهد بود؛ همان پيش فرضي که از جانب امريکا تقويت مي شود. اين ديدگاه مانوي نه تنها ناپخته است و خام بلکه دعوتي است همگاني به ترور. فروريختن برج هاي دوقلو ناشي از غرور و تکبر نبود بلکه پيامد ايمان نابجايي بود که امريکايي ها نسبت به تصوير زيباي امريکا در جهان داشتند. امروز بودريار همه جا هست، حتي در جاهايي که انتظارش را نداشت. بيشتر او را پيام آور پوچ انگار مي شناسند. تعهد ديرپاي او به مسائل سياستً خïرد و نوشته هايش نشان مي دهند که اهميت اصلي او در فلسفه نيست بلکه وي منتقدي است فرهنگي که با پايداري مي داند که معناي زيستن در جهان تقليل يافته و ديسني وار امروزين چيست؛ جهاني که تحت سلطه شرکت هاي غيرشخصي چندمليتي است و تاريخ اين جهان با طلسم مدهوش کننده حال ً حاضر منسوخ شده است.

 


 

نوام چامسکي
زبان شناس يا منتقد؟

نيل کلارک؛ چامسکي در سال 1976 در موسسه تکنولوژي ماساچوست به مقام استادي رسيد. کتاب ساختارهاي نحوي (1957) او، يکي از مهم ترين دستاوردهاي فکري قرن بيستم به شمار مي رود. چامسکي پيرو اين انديشه بود که هر کودکي داراي توانايي بالقوه يي است تا دستور زبان و ساختارهاي عميق زبان را به خوبي بياموزد. از آنجا که فراگيري زبان امري جهان شمول است، همه زبان ها مي بايد در يک ساختار بنيادي يکسان يا «ژرف ساخت» مشترک باشند. اثر بنيان کîن چامسکي درباره زبان و دستور زبان نه تنها زبان شناسان را عميقاً تحت تاثير قرار داد بلکه بر کل علوم شناختي نيز اثر گذاشت. اين نظريه در تفکر سياسي خود وي نيز رسوخ کرد. آنچه چامسکي ارائه مي کرد «گزارشي از مبادله بين المللي قدرت از ديدگاه زبان شناسي بود».

چامسکي در زمان جنگ ويتنام به عنوان منتقد اجتماعي سياست خارجي امريکا به شهرت رسيد. نخستين اثر سياسي مهم او کتاب قدرت امريکا و ماندارين هاي نوين (1969) بود که در انتقاد به طبقه روشنفکران ليبرال نوشته شده بود؛ طبقه يي که يا مدافع جنگ ويتنام بودند يا اگر مخالفتي داشتند نه بدين سبب بود که چنين جنگي نادرست است بلکه به خاطر تلفات و خسارات فراواني بود که بر امريکا تحميل مي شد. در دهه هاي 70 و 80 ميلادي چامسکي به همراهي جان پيلگر (John Pilger) از معدود کساني بودند که از نسل کشي «پنهان» در تيمور شرقي سخن گفتند، همان جايي که در مدتي بيش از بيست سال، نيروهاي اندونزيايي که از جانب امريکا حمايت و تجهيز مي شدند، مسوول مرگ بيش از 200هزار نفر بودند.

چامسکي به عنوان روشنفکري غيرمارکسيست و سوسياليستي آزاديخواه از برچيدن ديوار برلين استقبال کرد. ولي در عين حال او از خطرات ناشي از خلأ قدرت جديد آگاه بود. ترس او از اين که با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، مجموعه درهم پيچيده نظامي- صنعتي امريکا به دنبال دشمناني جديد خواهد گشت تا وجود خود را موجه جلوه دهد با اتفاقاتي که بعداً در جهان رخ داد تاييد شد. به نظر چامسکي اجراي موفقيت آميز اين برنامه وامدار «اتحادي نامقدس» ميان دولت امريکا و شرکت هاي رسانه يي است.

درک چامسکي از ساز و کار امپرياليسم امريکا و توانايي هميشگي او براي فهم دورنماي کلي سياست هاي امريکا به مخالفت او با دخالت نظامي امريکا در کوزوو، افغانستان و عراق و همچنين جنگ بوش بر ضد تروريسم منجر مي شد. او همانند يک ليبرال حقيقي هرگز بر سر اعتقادش به آزادي بيان حاضر به مصالحه نشد تا جايي که در سال 1980 بر کتاب روبرت فاوريسون (Robert Faurisson) که در حقيقت داشتنً فاجعه هولوکاست ترديد کرده بود مقدمه يي نوشت.

نوام چامسکي در سال 1928 در فيلادلفياي امريکا متولد شد و از سال 1955 در موسسه تکنولوژي ماساچوست به عنوان استاد زبان شناسي مشغول به تدريس شد. او را پدر زبان شناسي مدرن و بنيانگذار رشته دستور گشتاري- زايشي زبان مي دانند.

 


 

ژاک دريدا
فيلسوف اسطوره شکن


تري ايگلتون؛ يک دهه پيشتر حضرات دانشگاهيان کمبريجي که پيش از آن درخواست فيلسوف فرانسوي ما را رد کرده بودند به ژاک دريدا مدرکي افتخاري تقديم کردند. بي گمان بيشتر دانشگاهيان کمبريج که ضد او راي داده بودند بيش از چند صفحه از آثار او را نخوانده بودند؛ همان مردان و زناني که به دانشجويان شان مي آموزند تا پيش از قضاوت همه شواهد را از روي وسواس و احتياط ارزيابي کنند. آنها به سادگي پذيرفته بودند که دريدا شيطان فرانسوي پوچ انگاري است که ارتباطات در پرده يي با چپ دارد و به ذائقه مدپسندان فرانسوي خوش مي آيد. او باور دارد که هرچيزي مي تواند هر معناي ديگري داشته باشد و در جهان چيزي جز متن وجود ندارد. با همه اينها دريدا فلسفه يي مسحورکننده و اسطوره شکن ارائه کرده بود و تا حدي به همين دليل بود که نزد پير محافظه کاران سرزمين هميشه باراني، نابخشيدني باقي مانده بود.

به گمان اين فيلسوفان دريدا شارح مفهومي جديد به نام «واسازي» است که يعني مضمحل کردنً هرچيزي که مي توانيد به آن ضربه بزنيد. او ساختارگرايي است که اذهان ساده لوح دانشجويان را با اعتقادش به اين که زبان تنها به خودش وابسته است نه به دنياي واقعي آلوده مي کند. البته هيچ کدام از اين صفات درست نيست.

دريدا گفته است «هيچ چيز خارج از متن نيست». منظور او اين است که هر چيزي در جهان وابسته به متن است، بدين معني که هستي اش از بافت به هم پيچيده عناصري شکل گرفته که مانع از آن مي شود تا کاملاً از چيزي ديگر متمايز و جدا بيفتد. «وابستگي به متن» يعني اين که هيچ چيز نمي تواند به تنهايي به شيوه يي شکوهمند دوام آورد. او هرگز نگفته که هر چيزي مي تواند هر معنايي داشته باشد بلکه در نظر او معنا هرگز قطعي و نهايي و ثابت نيست. هيچ نظام معنايي بي تزلزل بنا نمي شود. واسازي کردن به معني تخريب نيست، واسازي يعني نشان دادن اين امر که واژگانً به ظاهر متضادي مانند «زن» و «مرد» رابطه يي را که در نهان با هم دارند با خشونت سرکوب مي کنند و پوشيده نگاه مي دارند. يا به شکلي عام تر نشان دادن اين امر است که هر نظام منسجمي مجبور است در برخي نقاط از منطق دروني اش تخطي کند.

دريدا همانند ديگر نظريه پردازان فرانسوي دقيقاً فرانسوي تبار نبود. او به سال 1930 در خانواده يي از يهوديان اسپانيايي تبار در الجزاير به دنيا آمد. اين دانشجوي جوان در پاريس اضطراب فرهنگي قابل توجهي را تحمل کرد. آثار او که در تعمق بر روابط تناقض گونه مفاهيمي چون «درون» و «بيرون»، «مرکز» و «حاشيه»، «شايسته» و «ناشايسته» و «اصلي» و «فرعي» دور مي زد محال است خارج از اين زمينه فهميده شوند. دريدا در نظام دانشگاهي فرانسه که به خاطر سلسله مراتب سختگيرانه و عقل گرايي سرسختانه انگشت نما است به عنوان يک يهودي استعمارزده نيمه بيگانه مشغول به کار شد.

هميشه مي گفت که «من مرد چپ هستم» و مدتي به هموطن فيلسوف الجزايري اش لويي آلتوسر به طور خاص بسيار نزديک بود. در کنار فوکو وارث بزرگترين جريان تفکر آزادي خواهي سياسي فرانسه بود. آثار او لحظه يي را مي نمايانند که اين پيشاهنگان انقلابي به دژهاي گرانسنگ فلسفه نفوذ مي کنند و مرزهاي ميان امر احساسي و امر انتزاعي، امر تحليلي و امر تجربي و جديت و بازيگوشي را از ميان مي برند. از نظر فلسفي دريدا خلف فرويد، نيچه و هايدگر است؛ همان سنت فلسفه ستيزي که سعي دارد همه بنيادهاي متافيزيکي تفکر غرب را به پرسش بگيرد.


 

آنتونيو نگري
مارکسيست پست مدرن


کاتارين انکر؛ آنتونيو نگري از معدود روشنفکران معاصر غرب است که به خاطر افکارشان به زندان افتاده اند. در سال 1980 ميشل فوکو با نگراني پرسيد؛ «آيا حقيقت ندارد که نگري تنها به دليل روشنفکر بودنش به زندان افتاده؟»

نگري مردي انقلابي، محکوم، دانشمند، تبعيدي و سياسي است. نگري اکنون به خاطر همکاري با ميخائيل هارت در نوشتن کتاب امپراتوري (2000) که تحليلي اصيل و پرتوان از صورت بندي سياسي جهاني شدن است شهرت يافته.

در اوايل دهه 1960 ميلادي دانشگاه پادوا در اقدامي بي سابقه نگري جوان را بر کرسي استادي نشاند. نگري دائماً خود را به معنايي که بيشتر کمونيست ها به رسميت نمي شناسند کمونيست مي خواند. نگري با محکوم کردن حزب کمونيست نه تنها سرمايه را بلکه دولت را هم مورد انتقاد قرار مي دهد؛ اين طرح فکري او براي نجات مارکس از قرائت مارکسيستي شکل گرفت. فکر اصلي نگري دست شستن از برجستگي سنتي کار نزد کمونيست ها و سوسياليست ها بود. نزد نگري تنها مديريت ابزار توليد کافي نيست بلکه کارگران بايد خود را از رژيم انضباطي خودً کار رها کنند.

در آوريل 1979 بيش از 1500 نفر دستگير شدند که نگري هم از جمله آنها بود. نگري متهم بود که رهبري مخفيانه شبکه يي تروريستي را بر عهده دارد. از اتهام رهبري و سازماندهي فعاليت هاي تروريستي تبرئه شد اما از نظر اخلاقي و عيني مسوول خشونت ها شمرده شد. او از زماني که در زندان بود براي مطالعه اسپينوزا سود برد.

در سال 1983 با وجودي که هنوز محکوميت اش ادامه داشت از جانب حزب راديکال به نمايندگي مجلس برگزيده شد و متعاقب آن از زندان خارج شد. اما چند ماه بعد مجلس مصونيت قضايي او را لغو کرد و نگري به جاي اين که به زندان بازگردد با يک قايق ماهيگيري به فرانسه گريخت. دادگاه او را غياباً محکوم کرد.

او سرانجام در پاريس ماند و در کنار فوکو، دولوز و گاتري عضو حلقه روشنفکران فرانسوي شد. در آن سال ها به کارهاي نظري پرداخت و در ماهيتً سرمايه و اقتدار مرکزي دولت و ماهيت نيروهاي دموکراتيک انقلابي همچون کارگران، شورشيان و فقرا تعمق کرد.

نگري در سال 1997 به ايتاليا بازگشت. او در تلاش بود تا دولت را راضي کند که در مورد صدها نفري که به خاطر قضاياي دهه 1970 در زندان و تبعيد مانده بودند به راه حلي سياسي تن دردهد اما موفق نشد و در عوض خودش هم به 13 سال زندان محکوم شد. در همين دوره زندان بود که توانست کتابش را که يکي از برجسته ترين کتاب هاي قرن بيستم است کامل کند. کتاب امپراتوري با بدبيني نسبت به تفکري آغاز مي شود که مي انديشيد جهاني شدن امکانات جديدي براي مقاومت به وجود مي آورد.

شايد کتاب امپراتوري موفق ترين کتابي باشد که از نسل چپ هاي امروز بيرون آمده. اين کتاب شکلي از حاکميت نوپا و جهاني را توصيف مي کند و اذعان مي کند که ديگر بازگشت به حاکميت ملي ممکن نيست. نگري از حرکت آزادانه مهاجران در جهان حمايت مي کند و معتقد است که جهاني شدن «قفس دوزخي» دولت ملي را شکسته است. «امپراتوري» همان امپرياليسم نيست؛ در معنايً سنتيً امپرياليسم، قدرتي مرکزي و مرزهايي معين وجود دارد اما در امپراتوري بيرون و مرکز معنايي ندارند.

فيلسوفً مارکسيستً پست مدرن شب ها را در زندان سر مي کرد و روزها اجازه داشت بيرون برود. او در سال 1999 از زندان آزاد شد ولي تحت نظر باقي ماند و نهايتاً در آوريل 2003 کاملاً آزاد شد. نگري نويسنده کتاب امپراتوري (2000) است که پرفروش ترين مانيفست ضدجهاني شدن است.

 


سایت یورگان هابرماس

سایت تئودور آدرنو


فوکو با دو کتاب در هرمس

نشر هرمس به زودي دو کتاب از ميشل فوکو را با ترجمه فاطمه ولياني روانه بازار مي کند.«کوگيتو و تاريخ جنون» و «مولف چيست» دو کتابي اند که هرمس قرار است آنها را منتشر کند. کتاب اول نوشته مشترک ميشل فوکو و ژاک دريدا است که مقوله «من انديشنده» دکارتي و بحث سوبژکتيويته را به عنوان کانون فلسفه مدرن به بحث مي گذارد.ولياني پيش از اين نيز «تاريخ جنون» فوکو را ترجمه کرده بود که اين ترجمه جايزه کتاب سال را به خود اختصاص داد. کتاب دوم يعني «مولف چيست» که در واقع نام يکي از مهمترين مقالات فوکو است، شامل مقالاتي از فوکو و مقالاتي درباره اوست. نسبتي که فوکو بين سوبژکتيويته، نقد، قدرت مولف و جريان خردگرايي مدرن برقرار مي کند مقوله اي پيچيده است که ترجمه اين دو کتاب بخشي از آن را براي مخاطبان فارسي زبان روشن مي سازد.از هرمس کتاب هاي ديگري نيز به زودي منتشر خواهد شد که عبارتند از «کارکردهاي ذهني در جوامع عقب مانده» و «تجربه ديني چيست؟» که به ترتيب توسط لوسين لوي برول و مايکل پيترسون نوشته شده اند و يدالله موقن و مالک حسيني آنها را ترجمه کرده اند.

سایت میشل فوکو


 


 
نيچه و استعاره
 
 
حميد صداقت

نيچه را مي توان سلف فيلسوفان پست مدرن دانست چرا که او از منتقدين سرسخت مدرنيته و دوران روشنگري قرن هجدهم بوده است. نيچه منظر ها را در هم مي ريزد و براي نوشتن تفکراتش و بيان نظراتش نيز بايد راهي جديد برگزيند تا اين نوآوري را تکميل کند. او با سبک نوشتاري خود نشان داد که فلسفه و شعر از يکديگر جدا نيستند و زبان رياضي جزء ذات فلسفه نيست. به نظر مي رسد نيچه طبقه بندي فلسفه را تحت عناوين موجود غيرممکن مي دانسته و همين موضوع باعث مي شود او نوع تازه يي از نوشتن را ابداع کند. او در مورد اين پرسش که فلسفه نوعي هنر است يا نوعي علم، معتقد است که فلسفه هم در مقاصد و هم در نتايجش هنر است. اما همان وسايلي را به کار مي برد که مورد نياز علم است يعني بازنمايي مفهومي. او معتقد است که تنها يک روش خاص فلسفي وجود ندارد، فقط يک راه از پيش تعيين شده براي پيمودن نيست که از آغاز زمان يا حتي توسط خود او معين شده باشد و ما ناچار باشيم همان را در پيش بگيريم. نيچه در کتاب چنين گفت زرتشت، بخش سوم « درباره جان سنگيني» چنين مي گويد؛

«من از بسي راه ها و روش ها به حقيقت خويش رسيده ام. من تنها با يک نردبام تا بلندايي بر نشدم که بر آن چشمانم را در دوردستانم دور مي زند. و هميشه راه را به اکراه پرسيده ام. زيرا اين کار هميشه با ذوق من ناسازگار است. خوش تر داشته ام از خود راه ها بپرسم و جويا شوم. رفتن ام هميشه جويش بوده است و پرسش؛ و به راستي، براي چنين پرسش ها پاسخ نيز مي بايد آموخت، باري، اين - ذوق من است. ذوقي که نه خوب است و نه بد؛ بل ذوق من است؛ ذوقي که از آن ديگر نه شرم دارم و نه نهان شان مي دارم. به آناني که«راه» را از من پرسيده اند، چنين پاسخ داده ام؛ اين- اکنون راه من است. راه شما کدام است؟ زيرا راه مطلق در کار نيست.»

نوشته هاي نيچه سراسر پر است از استعاره، البته آنچه به عنوان استعاره گفته مي شود تنها نوع ادبي آن نيست گر چه اين نوع را نيز دربرمي گيرد. سارا کافمن نويسنده مشهور فرانسوي که پيش از اين کتاب تاريکخانه ايدئولوژي از او به فارسي چاپ شده است در اين کتاب به بررسي جايگاه استعاره در فلسفه نيچه مي پردازد. به عقيده او استعاره در فلسفه نيچه جايگاه مهمي دارد که حتي نظريه خواست قدرت او را نيز دربر مي گيرد. کافمن بعد تازه يي از فلسفه نيچه را براي خواننده مي گشايد و او را برمي انگيزد که حتي آثار او را دوباره و از اين چشم انداز تازه بازخواني کند.پيش از اين نيز در کتاب شعر و انديشه نوشته داريوش آشوري نيز در مقاله يي که در مورد بخش سوم کتاب چنين گفت زرتشت درباره لوح هاي نوکهن پاره هشتم آن نوشته است به خوبي نقش استعاره را زماني که سه دوره از تاريخ غرب را يعني يونان باستان، قرون وسطي و دوران مدرن را به زبان استعاره بيان مي کند، نشان مي دهد.

 

 


 
رابطه بين نظر و عمل



مجموعه حاضر متضمن مقالات بسيار مهمي در پهنه ادبيات بين الملل در قرن بيستم است که در طول پنجاه سال در اين زمينه نگاشته شده و توسط آندرو لينکليتر که خود تجربه زيادي در اين زمينه دارد، تدوين و ويرايش شده است. انجام اين مهم توسط انتشارات معروف «راتلج» صورت گرفته و ويراستار متن اصلي با واسوس مثال زدني از ميان هزاران مقاله موجود در اين زمينه، اقدام به پالايش مطالب کرده و معتبرترين آنها را براي مجموعه حاضر برگزيده است.

رابطه بين نظريه و عمل يکي از مسائل مهم فلسفي در مطالعه علوم سياسي و روابط بين الملل است. مقاله هاي «والاس، بوت و اسميت» در اين بخش بحثي هوشمندانه در اين باره هستند که آيا نظريه روابط بين الملل براي حل مسائل سياسي موجود که سياست گذاران با آنها روبه رو هستند کمکي تيزهوشانه مي کند يا نه؟ به هرحال يکي از وظايف نظريه هنجارگذار تامل درباره ارزش هايي است که ممکن است شکل هاي جديد سازمان سياسي جهان را تقويت کند.

پيشرفت هاي جاري در سياست خارجي دست کم باعث شده چهار موضوع در نظريه هنجارگذار مورد توجه قرار گيرند؛ اولي ناشي از تحول سياسي مهمي در قرن بيستم است؛ «گسترش جامعه متشکل از دولت ها از سرزمين اوليه که قلب اروپا بود به تمام جهان، مساله عدالت توزيعي جهاني به دليل نابرابري هاي روزافزون ثروت در نظام جهاني مطرح شده است. به دنبال اين تحول، اين مساله که جامعه بين الملل چگونه ممکن است نسبت به تنوع فرهنگي و به ويژه نسبت به تفاوت بين جوامع غربي و غيرغربي حساس باشد، به مساله اصلي تبديل گشته است.موضوع دوم به دليل فشارهايي مطرح مي شود که اقوام در اقليت و مردم بومي بر دولت هاي حاکم اعمال مي کنند. اعضاي اين گروه ها خواستار اين شده اند که دولت ها برخي از قدرت هاي سنتي را به قربانيان فتوحات استعماري منتقل کنند؛ آنها همچنين تلاش هايي کرده اند تا حمايت بين المللي از حقوق گروهي را به بخش مهمي از سياست جهاني بدل کنند. اينها عوامل اصلي در سياست مدرن و مربوط به آفرينش شکل هاي جديد جامعه هستند که «بار حاکميت را سبک مي کنند.»

ناشر این کتاب دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی بوده است .


 تئودور آدورنو

زبان اصالت

تئودور آدورنو

ترجمه؛ سياوش جمادي

نشر ققنوس

چاپ اول؛ 1385

تعداد؛1650نسخه قيمت؛ 4800 تومان

زبان اصالت کتابي است از تئودور آدورنو به ترجمه سياوش جمادي. اين کتاب خشم آدورنو نسبت به هايدگر و در واقع نقد نحله يي از تفکر آلماني است. آدورنو در يادداشتي تذکر داده است که زبان اصالت قرار بوده است فصلي از کتاب ديالکتيک منفي باشد؛ اما سرانجام آن را از ديالکتيک منفي جدا کرد، زيرا از نگرگاه جامعه شناسي و چهره خواني زباني نقشي ايفا مي کنند که ديگر همساز با ديالکتيک منفي نيست.سياوش جمادي با مقدمه يي که خود مي تواند يک کتاب مستقل باشد و هم حجم خود کتاب اصالت زبان است، به مکتب فرانکفورت و آدورنو و هايدگر پرداخته است. در معرفي کتاب آمده است؛

در دوره يي از تاريخ آلمان که فرآورده هاي دوران ساز فرهنگ و انديشه در زمينه يي لگدمال از بربريت و جنون دو جنگ و در متن ويراني خرد و از هم پاشي حيات، پيدا و شکوفا شده بودند، بانيان مکتب فرانکفورت نگاه خود را به خود اين زمينه، يعني به کشف تلبيسي معطوف کردند که در جهان اينجايي و اکنوني، بربريت و فرهنگ، جنون و بخردانگي و والاانديشي و دون کنشي را اين چنين همنشين و همداستان مي تواند کرد. مکتب فرانکفورت در آينه يي بي زنگار، اين رهيافت بلانشو را باز مي نمايد که امروز آغازگاه فلسفه نه حيرت که وحشت است. به نزد آدورنو، مفهوم «بعد از آشويتس» هر آينه بيان هراس از تکرار فاجعه در لباسي مبدل است. اين «بعد» در هيئت فاشيسم همچنان ادامه دارد، يعني هنوز سلاح منوران به نور روشنگري در هر جا بتواند، سلطه سبعانه سرمايه داري پيشرفته را بازتوليد و صادر مي کند. هر جا که تيري شليک مي شود، صدايي هست که جز خود را نمي تواند شنيد.


پي ير بورديو

پي ير بورديو جامعه شناس و انسان شناس فرانسوي است که به رغم آشنايي نسبي ايرانيان با او هنوز آثار چنداني از او يا درباره او به فارسي چاپ نشده است. اين در حالي است که تاثير بورديو بر جامعه شناسي به خصوص در امريکا وکانادا رو به افزايش است. براي شروع فهم ريشه يي کارهاي بورديو بايد سراغ برداشت او از عمل جامعه شناسانه رفت. به طور خلاصه بورديو در مورد عمل سوسيولوژيک، اعتقاد به آمد و رفت و فعل و انفعال پژوهش با نظريه دارد. از اين رو وي در آثار خود به دنبال اثبات اين رويه در ميدان هاي مختلف است و بدين جهت در حد واسط مارکس، وبر و دورکيم قرار مي گيرد. نظريه بورديو در اين خصوص«عيني ساختن عيني سازي» (objectification of objectification) است که در معناي فاصله گيري مضاعف از موضوع است. در اين جا عيب روش شناختي که او به ماکس وبر وارد مي کند فاصله گيري نزديک است، به طوري که سوژه اگر چه از جهان ذهنيت خارج و وارد دنياي عينيت مي شود (که وبر از اين امر تعبير به بي طرفي ارزشي مي کند) اما براي خروج از عينيت صرف و دستيابي به يک شناخت در معناي کلي ولي پيچيده نياز به «دوگام به پس» يا باز پرش دوباره از عينيت به خارج دارد.در اين صورت است که فرد درک واقعي و صحيح از پديده مورد مطالعه خواهد داشت. البته سويه ديگر اين امر «عيني ساختن مشارکت کننده» است، به عبارت ديگر محقق نياز به خروج از ذهنيت به عينيت براي خروج از ذهنيت صرف و در مرحله بعد خروج از عينيت و برگشتن به عقب براي يک گام ديگر دارد تا به ادراک کامل دست يابد، اگر چه در اين ميان شايد عينيت اولويت نهايي باشد. در واقع او با پيوند زدن ميان ساختارگرايي و تعامل گرايي به طرح نظريه جديدي تحت عنوان «نظريه کنش» يا دلايل عمل مي پردازد. با وجود اين که نقد پررنگ تر بودن ساختار در مقابل عامليت بر او وارد است، ولي از اين جهت او در ميان سارتر و آلتوسر و لوي اشتروس قرار دارد و در عين نقد بي رحمانه هر سه آنها به ترکيب انديشه آنها دست مي زند. نام نهايي بورديو براي تئوري خود «ساختارگرايي تکويني» (genetic structuralism) است. در واقع بورديو درصدد ايجاد راه سوم يا ميانه ديالکتيکي از ميان تز و آنتي تز سوبژکتيويسم و ابژکتيويسم است که به گفته او سراسر تاريخ علوم اجتماعي حاصل جنگ و منازعه بر سر اولويت بخشي يکي از اين دو بر ديگري است.

نظريه ديگر بورديو در واقع نفي و بي ارزش کردن کاري است که تحت عنوان نقد و تلخيص انجام مي شود. او در واقع هر گونه نقد يا تلخيص کتاب يا نظريات در روزنامه ها و مجلات را ياوه سرايي و داستان سرايي مي داند. به نظر او در هنگام نقد مختصر يا تلخيص يک انديشه يا کتاب، زمان خطي و همگن و مستمر منتقد جانشين زمان عملي و درگيرانه نويسنده کتاب مي شود که برخاسته از بي شمار تکه پاره هاي مجزاي افکار اوست که هر يک ضرباهنگ خاص خود را دارد. از اين رو نقد کتاب يا يک اثر در يک قطعه يا مقاله کوتاه بي معني است. در اين راه او نه تنها صفحه هاي نقد کتاب روزنامه ها بلکه بسياري از بازنمودهاي ساده واقعيت هاي اجتماعي به صورت مکتوب را در پژوهش هاي جامعه شناسي يا انسان شناسي داراي «خطاي تلخيص» مي داند. شايد از همين جا باشد که علت سخت نويسي و پيچيدگي کتاب هاي بورديو را دريابيم. به اين معنا او پيچيدگي آثار خود را برخاسته از پيچيدگي هاي موضوعات اجتماعي و لزوم توجه به همه وجوه ظاهراً متناقض آن مي داند و به زبان ساده انگارانه و اثباتي شناخت اجتماعي در کتاب هاي نظام آموزشي و دانشگاهي حمله مي کند.

از نظر بورديو روابط زبان شناختي حاکم بر نهادهاي آموزشي روابط قدرت است. از اين رو تفکيک ميان زبان شناسي و جامعه شناسي برخاسته از سلطه مخفي و منجر به عقيم شدن هر دو رشته مي شود چراکه زبان ذاتاً پديده يي اجتماعي و مبتني بر عادتواره است و تنها ابزار براي بيان پيچيدگي پديده اجتماعي است. از اين رو سبک نگارش او مبارزه يي دائمي عليه زبان عادي است. او اين زبان عادي را زبان دانشگاهي مي داند. از نظر بورديو نمونه بارز زبان دانشگاهي به عنوان گفتمان مسلط پنهان زبان هايدگري است که با فرآيند کژنمايي و تحريف شعبده بازانه توجه ما را به چيزهاي بي اهميت جلب مي کند تا به چيزهايي که مجبور به پنهان کردن آن هستند توجه نکنيم. کتاب «بورديو» نوشته جنکينز شايد ساده ترين و قابل فهم ترين منبع براي مطالعه انديشه بورديو باشد ولي در عين حال انتقادات سطحي و گذراي او از انديشه بورديو گاه نشان دهنده نه تنها جهل جنکينز نسبت به خويش بلکه مهمتر از آن جهل او به جهل خويش و جهل به شرايط تاريخي و اجتماعي امکان پذير شدن اين جهل است ولي شايد براي شروع مطالعه نظرات بورديو بايد زبان ساده و روشن و انتقادي جنکينز را به زبان پرتکلف و سخت و پرکج وتاب بورديو ترجيح داد.
 
 
علم علم و تامل‌پذيري

مجموعه‌اي از درس‌هاي «پي‌ير بورديو» در «کلژ دو فرانس» درباره علم، در زمانه‌اي که به‌قول خودش «يک حرکت قهقهرايي جدي جهان علم را تهديد مي‌کند».

اين درس‌ها علم را در معرض تجزيه و تحليل‌هاي تاريخي و البته جامعه‌شناسانه قرار مي‌دهد تا در نهايت، «علم‌ورزان» نسبت سازوکارهاي اجتماعي و فعاليت علمي را بهتر دريابند و به اربابان و مالکان جهان اجتماعي‌اي شوند که دانش طبيعت در آن توليد مي‌شود.

اين کتاب را «يحيي امامي» به ‌فارسي ترجمه کرده و «مرکز تحقيقات سياست علمي کشور» آن‌ را به‌تعداد 1200 نسخه و قيمت 3000 تومان منتشر کرده است.

كتاب انديشه

علم علم و تأمل پذيرى

پير بورديو / ترجمه: يحيى امامى
 
307425.jpg

امروزه علم در خطر است و به همين دليل در حال تبديل به امرى خطرناك است. پير بورديو، مؤلف اين اثر معتقد است كه يك حركت قهقرايى جدى جهان علم را تهديد مى كند. خود آئينى اى كه علم به تدريج در برابر قدرت هاى دينى، سياسى يا حتى اقتصادى و حداقل تا حدودى در برابر ديوانسالارى هاى دولتى به دست آورده بود و حداقل شرايط لازم را براى استقلالش تضمين مى كرد، به شدت تضعيف شده است.بورديو در اين اثر خود، «علم» را در معرض تجزيه و تحليل تاريخى و جامعه شناختى قرار مى دهد. او مدعى است كه تجزيه و تحليل او به هيچ وجه به دنبال نسبى كردن معرفت علمى از طريق مرتبط كردن و تقليل آن به شرايط تاريخى و از اين رو به شرايط زمانى و موقعيتى اش نيست. او تلاش دارد تا كسانى را كه به علم ورزى مشغول هستند قادر سازد تا فهم بهترى از سازوكارهاى اجتماعى اى داشته باشند كه فعاليت علمى را هدايت مى كنند تا خودشان را «اربابان و مالكان» نه فقط - «طبيعت» برحسب بلندپروازى قديمى دكارتى - بلكه جهان اجتماعى اى كنند كه دانش طبيعت در آن توليد مى شود.پرسش محورى اى كه مباحث كتاب حول پاسخ به آن شكل مى گيرد اين است كه آيا علم اجتماعى مى تواند به حل مسأله اى كمك كند كه خودش آن را پديد آورده است؟ مسأله اى كه سنت منطقى همواره با آن روبرو بوده و «ماجراى سوكال» به آن پژواك تازه اى داده است.
بورديو سعى دارد به اين پرسش و ديگر پرسش هاى پژوهشى خود در
۳ بخش «موقعيت پرسش»، «جهانى مجزا» و «چرا علوم اجتماعى بايد خودشان را به عنوان ابژه شان اتخاذ كنند» پاسخ گويد و در قالب اين ۳ فصل به طرح مباحث خود بپردازد./ انتشارات مركز تحقيقات سياست علمى كشور.

 

 

 



آزادي و مسووليت روشنفکران

 مجموعه‌اي از دو سخنراني‌ و يک مصاحبه «کارل پوپر» فيلسوف سرشناس که کتاب «جامعه باز و دشمنان آن»‌اش، شهرتي جهاني دارد.

باور اين فيلسوف اتريشي‌تبار انگليسي آن بود که فيلسوف‌ها بايد در امور سياسي دخالت کنند و مسووليت‌هاي خود را بشناسند و آينده جهان در گرو رفتاري است که از اين انديشمندان سر مي‌زند.

آينده به همه آدم‌ها بستگي دارد و ميزان دانش آدمي در واقع «هيچ» است و اين در مقابل چيزهايي که بايد بدانيم، از هيچ‌ هم کم‌تر است. اين کتاب را «کوروش زعيم» به ‌فارسي ترجمه کرده و «انتشارات ايران‌مهر» آن‌را به‌تعداد 2000 نسخه و قيمت 1000 تومان منتشر کرده است.


اريك فروم
كتاب انديشه
انسان براى خويشتن
پژوهشى در روانشناسى اخلاق

299241.jpg

* اريك فروم
* ترجمه اكبر تبريزى
* انتشارات بهجت
كتاب «انسان براى خويشتن» در واقع پژوهشى در روانشناسى اخلاق به شمار مى رود.
اريك فروم در اين اثر از بسيارى از جهات ديدگاهى مشابه ديدگاه اثر ديگر خود با عنوان «گريز از آزادى» برگزيده است و به اين اعتبار مى توان اين اثر را ادامه مباحث «گريز از آزادى» دانست. در كتاب «گريز از آزادى» فروم مى كوشد تا فرار انسان امروزى را از خود و آزادى خويش مورد تجزيه و تحليل قرار دهد و درباره اصول اخلاقى، هنجارها و ارزش هايى كه به درك نفس و استعدادهاى نهايى انسان رهنمون است، مى پردازد. فروم در كتاب «انسان براى خويشتن» به قرائتى انسان گرايانه از انديشه هاى ماركسيستى روى مى آورد.
شايد برخى از اين كه در يك اثر روانكاوانه به مسائل اخلاقى پرداخته مى شود متعجب شوند، اما اريك فروم سخت بر اين عقيده پا مى فشارد كه روانشناسى نه تنها بايد قضاوت هاى اخلاقى دروغين را طرد كند، بلكه مى تواند پاى بست بناى هنجارهاى با ارزش و عينى رفتار در نظر گرفته شود و براساس همين رويكرد، او نمى تواند مسائل اخلاقى را از بررسى هاى شخصيت- چه به لحاظ تئورى و چه به لحاظ تشخيص بيمارى- حذف كند.
البته اين عقيده فروم با گرايش متداول در روانشناسى كنونى كه بر سازگارى و هماهنگى و نه «خوبى» تأكيد دارد و طرفدار نسبى گرايى اخلاقى است، متعارض است.
جداكردن روانشناسى از اصول اخلاقى روشى به نسبت جديد است. انديشمندان بزرگ اخلاق اومانيستى قديم- كه مبناى اين كتاب بر آراى آنان استوار است- فيلسوف و روانشناسانى بودند كه عقيده داشتند درك طبع انسانى و فهم ارزش ها و هنجارهاى زندگى بشر وابسته به يكديگرند.
يونگ، روانكاو مشهور، بر اين باور است كه روانشناسى و درمان روانى، با مسائل اخلاقى و فلسفى انسان وابستگى ناگسستنى دارند. ولى ضمن اين كه اين عقيده به خودى خود داراى اهميت شايانى است، توجه فلسفى يونگ تنها به واكنشى برضد فرويد منجر شد، نه به روانشناسى فلسفى پس از وى. از طرف ديگر فرويد و مكتب وى كه با طرد احكام ارزشى غير معقول سهم بسزايى در پيشرفت تفكر اخلاقى دارند درباره ارزش ها معتقد به نسبيت بودند، عقيده اى كه به اعتقاد اريك فروم اثر منفى هم در تكامل تئورى اخلاق و هم در پيشرفت روانشناسى داشت.
با توجه به اين نظر فروم كه روانشناسى از فلسفه و اصول اخلاقى و يا جامعه شناسى و اقتصاد جدايى ناپذير است، او در كتاب «انسان براى خويشتن» بر مسائل فلسفى و روانشناسى تأكيد مى گذارد.
برخى انتظار دارند كه كتاب هاى روانشناسى راه رسيدن به «شادكامى» يا «آرامش فكرى» را نشان دهند و علاج و نسخه آن را ارائه كنند اما اين كتاب محتوى چنين راهنمايى ها و توصيه هايى نيست، بلكه حاوى تئورى هايى براى روشن كردن مسأله اصول اخلاقى و روانشناسى است؛ هدف اين كتاب اين است كه خواننده را وادار به پرسش از خود كند نه اين كه او را آرامش و تسكين بخشد.

 

 نوشته شده توسط غفار پارسا |  
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
آثار مربوط به جامعه شناسی ارتباطات
آثار مربوط به جامعه شناسی اقتصاد
آثار مربوط به جامعه شناسی ادبیات
آثار مربوط به جامعه شناسی انقلاب
آثار مربوط به جامعه شناسی آموزش
آثار مربوط به جامعه شناسی ایلات و عشایر
آثار مربوط به جامعه شناسی انحرافات
آثار مربوط به تغییرات اجتماعی
آثار مربط به جامعه شناسی پزشکی
آثار مربوط به جامعه شناسی توسعه
آثار مربوط به جامعه شناسی جوانان
آثار مربوط به جامعه شناسی جنگ
آثار مربوط به جامعه شناسی جهان سوم
آثار مربوط به جامعه شناسی حقوق
آثار مربوط به جامعه شناسی خانواده
آثار مربوط به روانشناسی اجتماعی
آثار مربوط به جامعه شناسی روستایی
آثار مربوط به روش تحقیق
آثار مربوط به جامعه شناسی سیاسی
آثار مربوط به جامعه شناسی شهری
آثار مربوط به جامعه شناسی صنعتی
آثار مربوط به جامعه شناسی قشر و نابرابریها
آثار مربوط به نظریه های جامعه شناسی
آثار مربوط به جامعه شناسی زبان
آثار مربوط به جامعه شناسی رمان
آثار مربوط به جامعه شناسی هنر
آثار مربوط به حامعه شناسی ورزش
آثار مریوط یه جامعه شناسی معرفت
آثار مربوط به جامعه شناسی مشاغل
آثار مربوط به مسائل اجتماعی
آثار مربوط به جامعه شناسی علم
آثار مربوط به جامعه شناسی سازمانها
آثار مربوط به جامعه شناسی زنان
آثار مربوط به جامعه شناسی دین
مباني و اصول جامعه شناسي
لیست كتابهاي مردم شناسي
لیست كتابهاي جمعيت شناسي
لیست كتابهاي انسانشناسي
لیست کتابهای مددکاری اجتماعی
لیست کتابهای برنامه ریزی اجتماعی
آثار مربوط به جامعه شناسی مدرن
معرفی اساتید ایرانی
معرفی اساتید خارجی
آرشیو مطالب
امکانات
اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنید!   ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن این وبلاگ به علاقه مندیها!   لینک RSS

Copyright © 2006 All Rights Reserved by sociologybook.Blogfa.com

کپی